فارسی شکر است
    داریوش آشوری     فارسی شکر است داستانِ کشاکش و چرخشِ زبانی د...

آموزش زبان فارسی از طریق ضرب المثل
برگرفته از شورای گسترش زبان فارسی/ چکیده ی مقالات / ششمین مجمع بین المللی استادان زبان و...

زبان باز فردای ما
حمیرا بهادرانی زبان باز آمد و زمین زیر پایمان گرد شد. تصویر زبانمان فضایی شد و دیدیمش ک...

درجه معیاری گونه معیار فارسی
دكتر ناصرقلی سارلی ...

برج بابل
 
و تمام جهان را یک زبانو یک لغت بود.
 و واقع شد که چون از مشرق کوچ می کردند، همواری ای در زمین شنعار یافتند و در آنجا سکنی گرفتند. و به یکدیگر گفتند: بیایید، خشتها بسازیم و آنها را خوب بپزیم." و ایشان را آجر به جای سنگ بود، وقیر به جای گچ. و گفتند:" بیایید شهری برای خود بنا نهیم، و برجی را که سرش به آسمان برسد، تا نامی برای خویشتن پیدا کنیم ، مبادا برروی تمام زمین پراکنده شویم." و خداوند نزول نمود تا شهر و برجی را که بنی آدم بنا می کردند، ملاحظه نماید. و خداوند گفت: "همانا قوم یکی است و جمیع ایشان را یک زبان و این کاررا شروع کرده اند، و الان هیچ کاری که قصد آن بکنند، از ایشان ممتنع نخواهد شد." اکنون نازل شویم و زبان ایشان را در آنجا مشوش سازیم تا سخن یکدیگر را نفهمند." پس خداوند ایشان را از آنجا بر روی تمام زمین پراکنده ساخت و از بنای شهر باز ماندند. از آن سبب آنجا را بابل نامیدند، زیرا که در آنجا خداوند لغت تمامی اهل جهان را مشوش ساخت. و خداوند ایشان را از آنجا بر روی تمام زمین پراکنده نمود.
 عهد عتیق، سفر پیدایش باب 11

 
 

کلیه حقوق برای سایت برج بابل محفوظ است. باز نشر هرآنچه در برج بابل آمده است تنها با لینک دادن به برج بابل آزاد است.
طراحی سایت توسط شرکت فرایاز