قصه ی قدیمی نام
قصه ی قدیمی نام

حمیرا بهادرانی

 

اختلاف خلق از نام اوفتاد       چون به معنی رفت آرام اوفتاد  ۱

 من همکاران زیادی دارم  که زبان دری درس می دهند و بنده هم همانطور که می دانید زبان فارسی درس می دهم.

من واین همکاران خوبم بسیار گپ می زنیم و درددل می کنیم، اما چیزی که زیاد راجع به آن حرف نمی زنیم  این است که اسم این زبانی که ما با آن با هم صحبت می کنیم چیه؟! (-- بین خودمان باشد ولی من با همکاران تهرانی ام هم گاهی همین مشکل را دارم.--)

 البته من  گاهگاه با احتیاط گوشه ای می آیم مثل  "من آنم که در پای خوکان نریزم/ مر این قیمتی لفظ در دری را۲"  یا "زشعر دلکش حافظ کسی بود آگاه / که لطف نظم و سخن گفتن دری داند " و همکاران افغانم هم گاهگاه که گرم بحث می شوند یادشان می رود که زبانشان دری است و از زبان فارسی شان سخن می گویند (نه اینکه بین خودشان آن را فارسی میگویند...) و خلاصه به این منوال روزگار می گذرانیم.

 چند روز پیش اما، با یکی از این همکاران خوب افغانم گرم صحبت شدیم. از آداب وسنن و میراث شعر و ادب گفتیم و مشاعره کردیم ویکی از سعدی و دو تا ازخیام و سه تا از باباطاهر .... خلاصه من از "فرهنگ" مشترک گفتم و او از "کولتور" مشترک سخن راند.

به آنجا رسیدیم که حالا که هر دو "مشترک" را داریم چطور است باهم سر "فرهنگ" و "کولتور" هم کنار بیاییم.

کمی مکث کرد وگفت: ما نمی توانیم از فارسی واژه ای بگیریم، این در قانون اساسی ما آمده است.۳

هر دو ساکت شدیم.

 فکر کردم اینجوری برویم - تند هم نرویم- کم کم " مشترک " هم نمی ماند.

***

ولی حالا خودمانیم، از ملی گرایی، قوم پرستی، سیاست، توطئه شرق و غرب، دشمنان داخلی و خارجی، خر شیطان و دماغ بالا که بگذریم، فکر می کنید یعنی هیچ جور نمی شود تکلیف سه اسمی بودن( تاجیکی/دری/فارسی) این زبان را مشخص کرد؟

علم زبانشناسی حرفی برای زدن ندارد؟

 این  خبر  را هم اگر نخوانده اید، بخوانید. قدیمی است ولی ارزش خواندن دارد.  

 

 

و خواستید باز هم بخوانید:

[۱] شعر از مثنوی معنوی است.

[۲]ناصرخسرو

 [نقل قول کرده ام. قانون دقیقاً اینگونه نیست.۳]

  

تعداد نمایش ۷۱۴ بار
ارسال شده در ۱۳۸۸/۰۹/۲۹ ۲۱:۲۳:۳۵
نظرات :
نام شما :
نظر شما:
 



کلیه حقوق برای سایت برج بابل محفوظ است. باز نشر هرآنچه در برج بابل آمده است تنها با لینک دادن به برج بابل آزاد است.
طراحی سایت توسط شرکت فرایاز